نجام
لغت نامه دهخدا
نجام. [ ن َج ْ جا ] ( ع ص )آنکه بشناسد وقت و گردش ستارگان را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). متنجم. آنکه نظر کند در ستارگان و بسنجد وقت و گردش آنها را تا بدان وسیله به احوال عالم پی برد. ( از المنجد ).
فرهنگ فارسی
آنکه بشناسد وقت و گردش ستارگان را منتجم.
جمله سازی با نجام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از آنجا که فقط رادیو وجود دارد گره مش را به گوش دادن و سپس فرستادن و بعد از آن دوباره گوش دادن وادار میکند؛ این تناوب توقف و رفتن، بر رفتار شبکه تأثیر منفی میگذارد به خصوص اگر مقصد دور باشد و ترافیک داشته باشیم که باید هاپ دوباره از گره نخست در سراسر گرهها انتقال را نجام دهد.