نال نال

لغت نامه دهخدا

نال نال. ( نف مرکب ) نالنده. با آه و زاری. نالان نالان:
مهتر و کهتر همه با او به خشم
عالم و جاهل همه ز او نال نال.ناصرخسرو.از دهر جفاپیشه زی که نالم
گویم ز که کرده ست نال نالم.ناصرخسرو.گر باغ تازه روی جوان گشته خندخند
چون ابر نال نال چنین بابکا شده ست.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

( صفت ) نالان نالان نالنده نالنده: از دهر جفا پیشه زی که نالم گویم زکه کرده است فال نامم ? ( ناصرخسرو )

جمله سازی با نال نال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو بیچاره ورقه بره دادروی گهی نال نال و گهی موی موی

💡 چون به حقم سوی دانا نال نال گر نباشد شاید از من خند خند

لاله زار یعنی چه؟
لاله زار یعنی چه؟
رسوا یعنی چه؟
رسوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز