ناقوس نواز
مترادفها
زنگزن
لغت نامه دهخدا
ناقوس نواز. [ ن َ ] ( نف مرکب ) ناقوس زن. که ناقوس می نوازد:
رهبان کلیسیای حرمان شده ام
ناقوس نواز دیر هجران شده ام.مرشد بروجردی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ناقوس زن: رهبان کلیسیای حرمان شده ام ناقوس نو از دیر هجران شده ام. ( مرشدبروجردی لغ )
جمله سازی با ناقوس نواز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رهبان کلیسیای دوران شده ام ناقوس نواز دیر حرمان شده ام