مجازا
متضادها
پاداش، بخشش
لغت نامه دهخدا
مجازا. [ م ُ ] ( از ع، مص ) مخفف مجازات به معنی یکدیگر را جزا دادن. این تصرف فارسیان است چنانکه مواسات و مدارات را مواسا و مدارا گویند. ( آنندراج ) ( از غیاث ). و رجوع به مجازاة و مجازات شود.
( مجازاً ) مجازاً. [ م َ زَن ْ ] ( ع ق ) بطور مجاز و بطور کنایه و استعاره. ( ناظم الاطباء ). از روی مجاز. مقابل حقیقةً. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). به مجاز. برمجاز. و رجوع به مجاز شود.
فرهنگ عمید
از روی مجاز.
فرهنگ فارسی
از روی مجاز مجازی.
بر مجاز
جمله سازی با مجازا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تغییر یا دگرگونی، کیفیت ناپایداری و جریان، یک گذشته پرتحول داشتهاست. در فلسفه یونان قدیم، درحالیکه هراکلیتوس دگرگونی را فراگیر و حاضرتر از همیشه دید، پارمنیدس مجازا وجود آن را انکار کرد.
💡 سماع به معنی شنیدن، مجازا صدای خوش (آواز و ساز) و رقص (دستت افشانی و پایکوبی) صوفیانه است. سازهای صوفیانه عموماً نای و دف و چنگ است.
💡 در فرهنگ فارسی به انگلیسی «جانسن» آمده: جام جم یا جام جمشید؛ آئینهای که جهان را نمایش میداد و مجازا مناره، به خصوص منارهٔ اسکندریه را گفتهاند.