ماشل

لغت نامه دهخدا

ماشل. [ ش َ ] ( اِ ) خاله. داییزه ( در دیلمان گیلان ). ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
ماشل. [ ش ِ ] ( ع ص ) لاغر. کم گوشت. ( از فرهنگ جانسون ). رجل ماشل، مرد لاغر کم گوشت. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

لاغر کم گوشت

جمله سازی با ماشل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جیرکویه جزو دهستان حاجی بکنده بخش خشکبیجار شهرستان رشت می‌باشد. اب و هوای جلگه ای و معتدل مرطوب و دارای ۱۸۹۲ تن سکنه است. آب آن از نهر حاجی بکنده از سفیدرود و استخر و محصول آن برنج. شغل اهالی زراعت می‌باشد. جاده خشکبیجار به امین آباد از وسط روستا می‌گذرد. روستاهای سادات محله. شیشه گوراب. تازه آباد. ماشل اعلم در گذشته برای تأمین مایحتاج به بازارچه جیرکویه مراجعه می‌کردند

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز