لعل رنگ

لغت نامه دهخدا

لعل رنگ. [ ل َ رَ ] ( ص مرکب ) دارای رنگی چون لعل. سرخ:
دو یاقوت دادش دگر لعل رنگ
صدوبیست مثقال هر یک به سنگ.اسدی ( گرشاسب نامه ).حریفان خراب از می لعل رنگ
سر چنگی از خواب در بر چو چنگ.سعدی.

فرهنگ فارسی

دارای رنگ لعل سرخ رنگ: حریفان خراب از می لعل رنگ سر چنگی از خواب در بر چو چنگ. ( سعدی لغ. )

جمله سازی با لعل رنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دو یاقوت دادش دگر لعل رنگ صد و بیست مثقال هر یک به سنگ

💡 گفتم به حلق تشنه ما ریز جرعه ای زان جام لعل رنگ تو از دُرد یا ز صاف

💡 ارغوان بین لعل رنگ و یاسمن سجاده گون گل نگر خونین حبین سنبل نگرنیلی عذار

💡 شد زمین سیم گون از تیر خسرو لعل رنگ در کجا در کوهساران از چه از خون پلنگ

💡 ز خون شد چنان بحر چین لعل رنگ که از خون بپوشید عیبه نهنگ

💡 به می (سحاب) چه حاجت که بی نیاز از آن به یاد لعل وی و اشک لعل رنگ توام

کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز