قطاط

لغت نامه دهخدا

قطاط. [ ق َ طِ ] ( ع اِ فعل ) بس است مرا. ( منتهی الارب ). حسب. ( اقرب الموارد ).
قطاط. [ ق ِ ] ( ع اِ ) ج ِ قِطّ. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به قِطّ شود. || مثال که بر آن قطع کنند. ( منتهی الارب ). المثال الذی یحذی علیه. ( اقرب الموارد ). || مدار سم ستور. || سخت برپیچیدگی و مرغولی موی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || سخت و شدید. ( اقرب الموارد ). || کرانه بالائین غار کوه. || کرانه کوه. || کرانه سنگ که گویا بریده شده است. ج، اَقِطّة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
قطاط. [ ق َطْ طا ] ( ع ص ) مبالغه است از قَطّ. رجوع به قَطّ شود. ( اقرب الموارد ). خراط که حقه ساز است. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با قطاط

💡 از زمان راه‌اندازی بخش فرهنگی سفارت ایران در تونس در حدود ۱۳۸۱، سالانه به‌طور متوسط دویست نفر در محل نمایندگی با زبان فارسی آشنا شده‌اند و افرادی همچون حسنی شقیر و فرید قطاط در کنار نمایندگان فرهنگی اعزامی و بعضاً همسرانشان به امر تدریس زبان فارسی مشغول بوده‌اند.

💡 هم‌اینک در تونس فارسی، در سه مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکتری، به‌عنوان زبان اختیاری تدریس می‌شود. در حال حاضر در دانشگاه‌های تونس و سوسه و دارالمعلمین در سه مقطع زبان فارسی توسط فرید قطاط و در دو مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در دانشگاه زیتونه توسط منصف الحامدی، در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکتری در دانشگاه‌های نهم آوریل و منوبه، توسط سام خانیانی، استاد اعزامی از سوی وزارت آموزش عالی ایران، تدریس می‌شود.

بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز