لغت نامه دهخدا
فوده. [ دَ / دِ ] ( اِ ) خمیر خشک را گویند که از آن آبکامه سازند، و آن خورشی است مشهور در صفاهان. ( برهان ). فودج. رجوع به فودج شود.
فوده. [ دَ / دِ ] ( اِ ) خمیر خشک را گویند که از آن آبکامه سازند، و آن خورشی است مشهور در صفاهان. ( برهان ). فودج. رجوع به فودج شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دشنام تو در زیر لب، از ما نه نهان است چون فوده زبان از ته لعل تو عیان است
💡 این بیمارستان پس از یک انگیزه چندین ساله که از شروع همکاری مؤسس آن دکتر حسین فوده با مرحوم دکتر حسین رضاعی در آسایشگاه دکتر رضاعی به وجود آمده بود، فعالیت خود را در سال ۱۳۶۴ آغاز نمود و پس از آن دامنه فعالیت خود را به صورت کمی و کیفی گسترش داد.
💡 پرونده بیماران این مرکز پس از تعطیلی به مطب دکتر فوده واقع در روبروی مرکز تهران کلینیک (روزهای فرد) انتقال یافتهاست.
💡 بنی فوده (به عربی: بنی فودة) یک شهرداری در الجزایر است که در استان سطیف واقع شدهاست.
💡 بنی فوده یک منطقهٔ مسکونی در الجزایر است که در ناحیه بومرداس واقع شدهاست. بنی فوده ۳٫۶ کیلومتر مربع مساحت دارد ۳۸۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.