لغت نامه دهخدا
فسون خور. [ ف ُ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) آنچه افسون در او اثر نکند و یا افسون را از میان ببرد:
ید بیضای شاه موسی وار
اژدهای فسون خور اندازد.خاقانی.
فسون خور. [ ف ُ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) آنچه افسون در او اثر نکند و یا افسون را از میان ببرد:
ید بیضای شاه موسی وار
اژدهای فسون خور اندازد.خاقانی.
آن چه افسون در آن اثر نکند و یا افسون را از میان ببرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ید بیضای شاه موسی وار اژدهای فسون خور اندازد