لغت نامه دهخدا
موسی وار. [ سا ]( ص مرکب ) مانند موسی. همچون موسی کلیم اﷲ: دست موسی وار؛ اعجاز موسی وار. ( از یادداشت مؤلف ):
کمانچه آه موسی وار می زد
مغنی راه موسیقار می زد.نظامی.
موسی وار. [ سا ]( ص مرکب ) مانند موسی. همچون موسی کلیم اﷲ: دست موسی وار؛ اعجاز موسی وار. ( از یادداشت مؤلف ):
کمانچه آه موسی وار می زد
مغنی راه موسیقار می زد.نظامی.
مانند موسی همچون موسی کلیم الله.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برآر نعره ارنی به طور موسی وار بزن تو گردن کافر غزا بکن چو علی
💡 چون تو موسی وار بر کرسی برآیی گویدت عیسی از چرخ چهارم کی محمد مرحبا
💡 بلبل مست ز شاخ گل تر موسی وار ارنی گوی سوی غنچه حشر میآرد
💡 ای کلیم عشق بر فرعون هستی حمله بر بر سر او تو عصای محو موسی وار زن
💡 چگونه گرد برآورد شاه موسی وار ز بحر هست و عدم لا اله الا الله
💡 گه خستهٔ لن ترانیم موسی وار گه کشتهٔ نامرادیم یحیی وار