پدم
لغت نامه دهخدا
پدم. [ ]( اِخ ) قریه ای است در کمتر از یک فرسنگی مشرق قیر.
فرهنگ فارسی
( اسم ) کاروان کش
جمله سازی با پدم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دکنی از ترکی وامواژههای بسیاری پذیرفتهاست چرا که نیاکان مردم آن از نژاد مملوک بودهاند، گرچه بیشتر جمعیت دکنی کارناتاکا بالای ۹۰ درصد ژنهای هندی را دارند. دکنی همانند گویش دهلوی از فارسی تأثیر پذیرفتهاست، اما به دلیل تاثیرپذیریش از مراتی، تلوگو و کانارا که در ایالتهای مهاراشترا، تلانگانا، آندرا پرادش، کارناتاکا و تامیلنادو رایج است، با دهلوی تفاوتهایی دارد. اردوی دکنی میراث ادبی غنی و گستردهای دارد که مهمترین آن کتاب نورس و کدم راو پدم راو است.