پاژنگ
لغت نامه دهخدا
پاژنگ. [ ژَ ] ( اِ مرکب ) بمعنی پاچنگ است که کفش و پاافزار باشد. ( برهان ). پازنگ. پوزار. پای افزار.
فرهنگ معین
(ژَ ) (اِمر. ) نک پاچنگ.
فرهنگ عمید
۱. دریچه.
۲. کفش.
فرهنگ فارسی
( اسم ) پاچنگ
پازنگ پوزار
ویکی واژه
نک پاچنگ.
جمله سازی با پاژنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 _ خواجو، کمال الدین ابوالعطا محمود بن علی( ۱۳۶۹ه.ش)، دیوان خواجو کرمانی، به اهتمام و تصحیح احمد سهیلی خوانساری، تهران، پاژنگ.