نیکی گمان

لغت نامه دهخدا

نیکی گمان. [ گ ُ ] ( ص مرکب ) خوش نیت. نیک اندیش. دارای حسن ظن. مقابل بدگمان و سؤظنی:
شه نامبردار نیکی گمان
نشست از بر زین سپیده دمان.فردوسی.که با کیست زاین گونه تیر و کمان
بداندیش یا مرد نیکی گمان.فردوسی.چنین گفت کز گردش آسمان
نیابد گذر مرد نیکی گمان.فردوسی. || خیرخواه. خیراندیش:
که ما زنده اندر زمان توایم
به هر کارنیکی گمان توایم.فردوسی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) دارای حسن ظن: (( چنین گفت کز گردش آسمان نیابد گذر مرد نیکی گمان. ) )

جمله سازی با نیکی گمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همه هرچه بردم به نیکی گمان ز تو یافتم شهریارا، همان

💡 به رای و به گفتار نیکی گمان نبینی به مانند او در جهان

💡 ببینی بدین داد و نیکی گمان که او خلعتی یابد از آسمان

💡 که ما زنده اندر زمان توایم به هر کار نیکی گمان توایم

💡 سر موبدان شاه نیکی گمان نشست از بر زین سپیده‌دمان

💡 مبر زین سخن جز به نیکی گمان مشو تیز باگردش آسمان

ستون یعنی چه؟
ستون یعنی چه؟
طبل بزرگ یعنی چه؟
طبل بزرگ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز