نیکوسرشت
مترادفها
خوشذات، پاکنهاد
متضادها
بد سرشت، بد ذات
لغت نامه دهخدا
نیکوسرشت. [ س ِ رِ ] ( ص مرکب ) خوش طینت. خوش فطرت. نیک نهاد. ( یادداشت مؤلف ):
که نادان بدانجای خوار است و زشت
شه آنجاست درویش نیکوسرشت.اسدی.چه دیدی در این کشور از خوب و زشت
بگو ای نکونام نیکوسرشت.سعدی.بگفت آن خردمند نیکوسرشت
جوابی که بر دیده باید نوشت.سعدی.برش تنگ دستی دو حرفی نوشت
که ای خوب فرجام نیکوسرشت.سعدی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) نیک ذات
جمله سازی با نیکوسرشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خشت را مگذار ای نیکوسرشت لیک هم آمن مخسپ از دیو زشت
💡 ولیکن چو باشی تو نیکوسرشت مخور غم که بدبخت نیکی نکشت
💡 همانا که رضوان نیکوسرشت گشاده بآنجا دری از بهشت
💡 نجم دولت، میر نواب عجم، عثمانکه هست سروری نیکوسرشت و مهتری فرخ نژاد
💡 چه عالی بناهای نیکوسرشت که شد خاک و دهقان در آن دانه کشت