لغت نامه دهخدا
نیکوئی. ( حامص ) نیکویی. در همه معانی رجوع به نیکویی شود.
نیکوئی. ( حامص ) نیکویی. در همه معانی رجوع به نیکویی شود.
نیکویی. در همه معانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بتی که سجده برد پیش او مه گردون به نیکوئی بر او نیکوان دیگر دون
💡 گرنه خون از او روان در عالم گویا کند نیکوئی بی روح را خاصیت یک قطره آب
💡 نه اندر صورت خوب است زیب مرد و نیکوئی ولیکن در خوی خوب است خوبیی مرد و در دانش
💡 دین پاکیزه و عقل و خرد کامل او مرورا جز همه نیکوئی و تلقین نکند
💡 دلیل است اینکه ره نیکو شده طی رسد آثار نیکوئی هم از پی