نیک فعل

لغت نامه دهخدا

نیک فعل. [ ف ِ ] ( ص مرکب ) نکوکردار. نیک فعال:
ای شهریار راستین ای پادشاه داد و دین
ای نیک فعل و نیک خواه ای از همه شاهان گزین.دقیقی.مرد دانا نیک فعل و چرخ نادان بدکنش
نزد یکدیگر هگرز این هر دو را بازار نیست.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

نکو کردار. نیک فعال.

جمله سازی با نیک فعل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وَ ما کانَ رَبُّکَ لِیُهْلِکَ الْقُری‌ بِظُلْمٍ و خداوند تو هرگز آن را نبود و نخواست شهرهایی را که هلاک کرد که آن را ببیداد هلاک کند، وَ أَهْلُها مُصْلِحُونَ (۱۱۷) و اهل آن شهرها نیک فعل و نیکوکار و بصلاح.

ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز