لغت نامه دهخدا
نیک سگال. [ س ِ ] ( نف مرکب ) خیرخواه. ( ناظم الاطباء ). نیک خواه. نیک اندیش:
فلک مطیع تو بادا و بخت نیک سگال
خدای ناصر تو باد و روزگار معین.فرخی.بدانکه نیک سگال است و نیک خواه دلش
زمانه هست ورا نیک خواه و نیک سگال.سوزنی.
نیک سگال. [ س ِ ] ( نف مرکب ) خیرخواه. ( ناظم الاطباء ). نیک خواه. نیک اندیش:
فلک مطیع تو بادا و بخت نیک سگال
خدای ناصر تو باد و روزگار معین.فرخی.بدانکه نیک سگال است و نیک خواه دلش
زمانه هست ورا نیک خواه و نیک سگال.سوزنی.
( صفت ) نیک اندیش خیر خواه: مقابل بد سگال.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه گفت حاسد و آنکس که بدسگال منست بباطن اندر و در آشکار نیک سگال: