نیک دانی

لغت نامه دهخدا

نیک دانی. ( حامص مرکب ) حذاقت. مهارت. استادی. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

حذاقت. مهارت. استادی.

جمله سازی با نیک دانی

💡 تو خود نیک دانی که با این شکوه ز یک طفل رومی نیایم ستوه

💡 مرا نیز چوگان لعب است و گوی بگفتند اگر نیک دانی بگوی

💡 دانی و نیک دانی کندر کمان فضل گردون پیر نیز نبیند چو من جوان

💡 کجا شد دلت باز گفتی کمال تو خود نیک دانی مرا دل کجاست

💡 پیراهن جفا را هر روز می بپوشی حالم چو نیک دانی بر خود مپوش چندین

💡 صبر از لب چو نوشت تلخست نیک دانی تا کی توان صبوری از لعل همچو قندت

ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز