لغت نامه دهخدا
نیمه کرده. [م َ / م ِ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) به دو نیم شده. ( ناظم الاطباء ). از وسط نصف کرده. دو نیمه کرده. ( ناظم الاطباء ). || تا نصف پر شده. ( ناظم الاطباء ).
نیمه کرده. [م َ / م ِ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) به دو نیم شده. ( ناظم الاطباء ). از وسط نصف کرده. دو نیمه کرده. ( ناظم الاطباء ). || تا نصف پر شده. ( ناظم الاطباء ).
( صفت ) ۱ - بدو نیم شده. ۲ - تا نصف پر شده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدو نیمه کرده نهادهبجای پراندیشه شد مرد برگشته رای
💡 مه را دو نیمه کرده به دست چو آفتاب سایه نه بر زمینش و از ابر سایه بان
💡 با دیو بوالمظفر گشته بحق و داد سیب دو نیمه کرده و گوز دو پهلوی
💡 همانا سیب آوردند بهر صاحب از جنت دو نیمه کرده و گشته تمامت دانه زان بیرون
💡 «مهر کوچک» جانشین ساناسار میشود زیرا از برادرانش دلیرتر بود. وی را به دلیل اینکه با شیر عظیمی دست و پنجه نرم کرده و دهان شیر را از وسط دو نیمه کرده بود، لقب شیر یا شیری شکل را دادند. او با دیو سفید جنگید، او را کشت و دختری زیبا رخ به نام «ارمغان» را نجات داد و با وی ازدواج کرد.