نیلین
مترادفها
آبی، مایل به آبی
لغت نامه دهخدا
نیلین. ( ص نسبی ) نیلی. نیلگون. نیل فام. کبودرنگ. به رنگ نیل:
بر سر دریای نیلین تیغ کافر روسیان
بر جزیره رویناس و لنبران انگیخته.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 406 ).
فرهنگ اسم ها
اسم: نیلین (دختر) (فارسی، سانسکریت) (تاریخی و کهن) (تلفظ: nilin) (فارسی: نيلين) (انگلیسی: nilin)
معنی: نیلی
جمله سازی با نیلین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در عالم پرآتش در محو سر اندرکش در عالم هستی بین نیلین سر چون قاقم
💡 شاعر با استفاده از واژگان لطیف و توصیفات نیلین، توانست تصویر زیبایی از آسمان صاف و دریاهای عمیق در ذهن خوانندگان خود ایجاد و آنها را کاملاً مجذوب کند.
💡 در آن عصر دور، لباسهای نیلین و تزیین شده با نقشهای ظریف، نشانهای از شکوه و عظمت خاندانهای اشرافی و اشرافیت در آن منطقه تاریخی محسوب میشد.
💡 چشمهای نیلین او در زیر نور تابان خورشید میدرخشید و زیبایی خیرهکنندهای داشت که هر بینندهای را برای لحظهای در تأمل و سکوت عمیق فرو میبرد.