کحلی رنگ

مترادف‌ها

سیاه، مایل به سیاه

متضادها

روشن، رنگ‌پریده

لغت نامه دهخدا

کحلی رنگ. [ ک ُ رَ ] ( ص مرکب ) به رنگ سرمه. سرمه ای. کبود. نیلگون. نیلفام:
صدف آن محیط کحلی رنگ
چون درآمود در لگام نهنگ.نظامی.

فرهنگ فارسی

به رنگ سرمه.سرمه ای.کبود

جمله سازی با کحلی رنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 صدف این محیط کحلی رنگ چو برآمود در به کام نهنگ

💡 آسمان در هنگام غروب خورشید به رنگ کحلی رنگ در می‌آید که منظره‌ای بسیار زیبا و آرامش‌بخش برای تماشای ستاره‌ها فراهم می‌آورد.

💡 او چشمان کحلی رنگ خود را با دقت نگاه می‌کرد و زیبایی بی‌نظیر نگاهش در تاریکی شب به خوبی خود را نشان می‌داد.

💡 آن شب آسمان با رنگ کحلی رنگی عمیق پوشیده شده بود و ماه با نوری ملایم بر سطح زمین می‌تابید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران