لغت نامه دهخدا
نیع. [ ن َ ] ( ع مص ) خمیدن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). مایل شدن. ( از ناظم الاطباء ). مایل گشتن شاخه درخت. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). نوع. نوعان. ( از متن اللغة ). || تقدم جستن. ( از متن اللغة ): ناع و استناع؛ تقدم، کاستنعی. ( اقرب الموارد از لسان العرب ).