لغت نامه دهخدا
نیزه وش. [ ن َ / ن ِ زَ / زِ وَ ] ( ص مرکب ) به سان نیزه. نیزه مانند. مانند نیزه بلند و تیز و نافذ:
تیر چرخ از نیزه وش کلکم سپر افکند ازآنک
هیچ تیغ نطق هیجا برنتابد بیش از این.خاقانی.
نیزه وش. [ ن َ / ن ِ زَ / زِ وَ ] ( ص مرکب ) به سان نیزه. نیزه مانند. مانند نیزه بلند و تیز و نافذ:
تیر چرخ از نیزه وش کلکم سپر افکند ازآنک
هیچ تیغ نطق هیجا برنتابد بیش از این.خاقانی.
بسان نیزه. نیزه مانند. مانند نیزه بلند و تیز و نافذ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تیر چرخ از نیزه وش کلک سپر افکند از آنک هیچ تیغی نطق هیجا برنتابد بیش از این