لغت نامه دهخدا
نیاسودن. [ ن َ دَ ] ( مص منفی ) مقابل آسودن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به آسودن شود:
همیشه نیاساید از جست و جوی
همه ساله هر جای رنگ است و بوی.فردوسی.
نیاسودن. [ ن َ دَ ] ( مص منفی ) مقابل آسودن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به آسودن شود:
همیشه نیاساید از جست و جوی
همه ساله هر جای رنگ است و بوی.فردوسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هم سفر با اختران بودن خوش است در سفر یک دم نیاسودن خوش است
💡 کمترین طاعت بود در گوشه ی محراب عشق روزها استادن و شبها نیاسودن چو شمع