نگهداشتنی
مترادفها
ذخیره شدنی، حفظ شدنی
لغت نامه دهخدا
نگه داشتنی. [ ن ِ گ َه ْ ت َ ] ( ص لیاقت ) لایق حفظ و حراست و نگه داری. که بایدش نگه داشت و رعایت کرد. که قابل توجه و درخور اعتناست. مغتنم:
بگذاشتنی است هرچه در عالم هست
الا فرصت که آن نگه داشتنی است.سعدی.
فرهنگ فارسی
(صفت ) قابل نگاه داشتن شایسته حفاظت.
جمله سازی با نگهداشتنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ادب پیر خرابات نگهداشتنی است طبع پیران و دل نازک اطفال یکی است
💡 برخی از اشیاء قدیمی و تاریخی به دلیل ارزش بسیار بالا، به عنوان موارد بسیار حساس و نگهداشتنی در موزههای ملی قرار میگیرند.
💡 در مدیریت منابع مالی، سرمایهگذاری روی داراییهای نگهداشتنی و باارزش میتواند راهکاری مناسب برای حفظ قدرت خرید در برابر تورم باشد.
💡 حفظ محیط زیست و منابع طبیعی، یکی از مهمترین وظایف نگهداشتنی و ماندگار برای نسلهای آینده است که باید به آن توجه کرد.