نگال
مترادفها
قایق کوچک
لغت نامه دهخدا
نگال. [ ن ِ ] ( اِ ) انگِشت. زغال. || اخگر. ( ناظم الاطباء ). ظاهراً دگرگون شده زگال است.
فرهنگ فارسی
انگشت. زغال. یا اخگر. ظاهرا دگرگون شد. زگال است.
جمله سازی با نگال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نمیدانم چه آشوبیکه در بزم تماشایت نگال از موج مژگان هر طرف دستی به سر دارد