نکوهی

لغت نامه دهخدا

نکوهی. [ ن ِ ] ( حامص ) مذمت. بدگوئی. ( فرهنگ فارسی معین ).به صورت مزید مؤخر در کلماتی چون دهر، گیتی، بخیل وغیره به معنی نکوهیدن و سرزنش کردن است:
دهرنکوهی مکن ای نیک مرد
دهر به جای من و تو بد نکرد.نظامی.

فرهنگ فارسی

مذمت بد گویی ( در ترکیب آید: بخیل نکوهی گیتی نکوهی ).

جمله سازی با نکوهی

💡 زمن رسته‌ای تو اگر بخردی بچه نکوهی آن را کزو رسته‌ای؟

استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز