نکوهش گری

مترادف‌ها

ملامت‌گری، سرزنش‌گری، انتقاد، نکوهش

متضادها

ستایش، مدح، تمجید

لغت نامه دهخدا

نکوهش گری. [ ن ِ هَِ گ َ] ( حامص مرکب ) عمل نکوهش گر. رجوع به نکوهش گر شود.

فرهنگ فارسی

عمل نکوهش گر

جمله سازی با نکوهش گری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به بن سعد بد خوی ناپاک زاد نکوهش گری را زبان برگشاد

💡 در نظام‌های سیاسی مدرن، نکوهش گری از عملکرد دولت‌ها توسط رسانه‌های آزاد، یکی از ابزارهای مهم برای حفظ شفافیت و پاسخگویی است.

💡 او همیشه با نگاهی انتقادی به مسائل جامعه می‌نگریست و با نوعی نکوهش گری مداوم، سعی در اصلاح رفتارهای نادرست اجتماعی داشت.

💡 برخلاف تصور برخی، نکوهش گری مستمر از سوی مخالفان، لزوماً به معنای دشمنی نیست بلکه می‌تواند راهی برای بهبود کیفیت تصمیم‌گیری‌ها باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران