لغت نامه دهخدا
نکواندیش. [ ن ِ اَ ] ( نف مرکب ) نیکواندیشنده. نکوخواه. نیک خواه. خیراندیش. نیک اندیش. نیکواندیشه. که فکر نیکو دارد.
نکواندیش. [ ن ِ اَ ] ( نف مرکب ) نیکواندیشنده. نکوخواه. نیک خواه. خیراندیش. نیک اندیش. نیکواندیشه. که فکر نیکو دارد.
نیکو اندیشنده. نکو خواه. نیکخواه. خیر اندیش. نیک اندیش. نیکو اندیشه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفت شیخ آن نو مرید خویش را امتحان کرد آن نکو اندیش را