نوساخته

لغت نامه دهخدا

نوساخته. [ ن َ / نُو ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) نوساخت. نوساز. جدیدالبناء. || نورسیده. تازه به دوران رسیده: علی چه کرده بود که بایست با وی چنین رود من روی کار بدیدم این قوم نوساخته نخواهند گذاشت که از پدریان یک تن بماند. ( تاریخ بیهقی ).

فرهنگ فارسی

نوساخت. نوساز. جدید البنائ یا نو رسیده. تازه به دوران رسیده.

جمله سازی با نوساخته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پسوند ن در پایان این واژه همان است که در پایان واژگان نهنبن، سوزن، روزن، انجمن، هاون، پرویزن، چمن و واژگان نوساخته تاون و پوشن نیز دیده میشود و پسوندی است که با آن اسم و بویژه اسم ابزار میسازند.

💡 پسوند نون در پایان این واژه همان است که در پایان واژگان نهنبن، سوزن، روزن، میهن، روشن، برزن، هاون، پرویزن، چمن و واژگان نوساخته تاون و پوشن نیز دیده می‌شود و پسوندی است که با آن اسم و به‌ویژه اسم ابزار می‌سازند.

💡 واژه «تاون» از ترکیب تاو (تاب) و -َن (پسوند اسم ابزارساز) ساخته شده است و از برابرنهاده‌های فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. واژگان کهن سوزن، روزن، نهنبن، پرویزن، میهن و واژه نوساخته پوشن نیز به همین روش ساخته شده‌اند.

💡 با اعمار و تکمیل بناهای نوساخته ۹۵ اتاقی در سال ۱۳۶۰، دانشکده‌های ادبیات و علوم انسانی، اقتصاد و دانشکدهٔ پزشکی کابل در آن مستقر گردید.

💡 سید ظهیرالدین مرعشی نام مازندران را نوساخته و جدید می‌داند و می‌نویسند از ماز نام کوهیست که از گیلان تا لار و قصران کشیده شده‌است و درون دیواری را که مازیار دستور ساختن اش را داد مازندرون می‌گفتند.

حصیر یعنی چه؟
حصیر یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز