نورزیده

لغت نامه دهخدا

نورزیده. [ ن َ وَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) ریاضت نادیده. ناآموخته. ناشی. تازه کار. که مجرب و ورزیده نیست. مقابل ورزیده. رجوع به ورزیده شود.

جمله سازی با نورزیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لیک فن غزل نورزیده همه گرد فسانه گردیده

💡 تا حد طلبی به وصل بی حد نرسی توحید نورزیده به «اوحد» نرسی

💡 عشق نورزیده بود جان سبکبار من بر تو مرا فتنه کرد این دل بی‌کار من

💡 غیر جمع درم نورزیده گرد کسب کرم نگردیده

لس شدن یعنی چه؟
لس شدن یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز