نواصر
متضادها
پاکی، شفافیت
لغت نامه دهخدا
نواصر. [ ن َ ص ِ ] ( ع اِ ) ج ِ ناصر. رجوع به ناصر شود.
جمله سازی با نواصر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نام روستا از تلفیق ۲ واژه غزو و ویه تشکیل شده به معنای کسی که به جنگ رفته و از جنگ برگشتهاست. ۹۰ درصد این اهالی از قبیله نواصر هستند.