لغت نامه دهخدا
نواش. [ن َ ] ( اِ ) خربزه و خیار و چمن ( ؟ ). ( ناظم الاطباء ).
نواش. [ن َ ] ( اِ ) خربزه و خیار و چمن ( ؟ ). ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از نواش خوشتری بوصال اندرون ولیک هنگام هجر دلرا چون نوک نشتری
💡 هر رگ این رباب را ناله نو نوای نو تا ز نواش پی برد دل که کجاش می زنم
💡 از تفاخر آنچنان سر را بگردون بریده ایم کاسمان با ناخن ماه نواش خاریده است
💡 ناله سرکرد مطرب دستان بلبلان با نواش همدستان