نمه
لغت نامه دهخدا
نمه. [ ن َ م َه ْ ] ( ع اِمص ) سرگشتگی مانندی است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). حالتی شبیه به حیرت و سرگشتگی. ( ناظم الاطباء ). شبه حیرت. ( اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || ( مص ) دچار شبه حیرت شدن: نمه نمهاً؛ کان به نمه، ای شبه الحیرة، فهو نامه و نَمِه ْ. ( از المنجد ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ).
نمه. [ ن َ م ِه ْ ] ( ع ص ) نامه. آنکه به شبه حیرت دچار است. ( اقرب الموارد )( از متن اللغة ) ( از المنجد ). رجوع به نَمَه ْ شود.
فرهنگ فارسی
نامه ٠ آنکه به شبه حیرت دچار است
جمله سازی با نمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا در دهستان نمه شیر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۴۵ نفر (۳۸خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان نمه شیر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۴ نفر (۱۱خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان نمه شیر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۲۰ نفر (۲۵خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان نمه شیر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۲۵ نفر (۹۵خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان نمه شیر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۵۸ نفر (۱۰۲خانوار) بودهاست.