نقطه دار

لغت نامه دهخدا

نقطه دار. [ ن ُ طَ / طِ ] ( نف مرکب ) منقط. منقوط. بانقطه. ( یادداشت مؤلف ). خجک دار. خالدار. حرفی که بر زبر یا زیر آن نقطه باشد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

(صفت ) ۱ - دارای نقطه. یا حرف نقطه دار. حرفی از حروف الفبا که در بالا یا پایین نقطه دارد مانند: ب ت. ۲ - دارای خال خجک دار.
منقط. منقوط. با نقطه. خجک دار. خالدار.

جمله سازی با نقطه دار

💡 نت زینتی است که در آن نت اصلی در حرکتی سریع به یک درجه پایین تر از خودش رفته و دوباره باز میگردد. در برخی کتاب ها از کلمه "کوبیدن" برای این نت استفاده میشود. برای اجرای آن از ضرب قوی شروع کنید. پنسه را با سرعت بالا اجرا کنید و هر سه نت به صورت لگاتو اجرا شوند. کاربرد آن در ملودی های پایین رونده و در آواز های شاد است. اغلب برای نت چنگی که بعد از آن نت سیاه نقطه دار باشد به کار میرود.

💡 امروزه از این نت زینت "گروپتو" نیز یاد میشود. تور دو گوزیه به نت زینتی گفته میشود که شامل چهار و یا پنج نت است. این نت از درجه بالایی نت اصلی شروع میشود و بعد از گذشتن از نت اصلی یک درجه بم تر میشود و در نهایت به نت اصلی بازمیگردد. کاربرد آن در ملودی های پایین رونده و متصل است. برای نت های نقطه دار این نت زینت نیز به کار میرود.

💡 بکش ز قید موالید سر چو می دانی که سین سر چو شود نقطه دار شین شرست