نقش پذیرفتن

لغت نامه دهخدا

نقش پذیرفتن. [ ن َ پ َ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) قبول نقش کردن. صورت و نقش چیزی را منعکس کردن. متأثر شدن:
ز فخر نامش نقش نگین پذیرد آب
گر آزمایش را برنهد بر آب نگین.فرخی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - قبول نقش و تصویر کردن. ۲ - اثر پذیرفتن.

جمله سازی با نقش پذیرفتن

💡 بی نقش شو که خواب پریشان بینش است آیینه وار نقش پذیرفتن این چنین

کاباره یعنی چه؟
کاباره یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز