نقد کن

مترادف‌ها

انتقاد کن، نقد کن

متضادها

ستایش کن، تمجید کن، تعریف کن

لغت نامه دهخدا

نقدکن.[ ن َ ک ُ ] ( نف مرکب ) نقدکن حال کسی؛ که نیک و بد حال کسی را می پرسد. رجوع به نقد کردن شود:
صراف سخن به لفظ چون زر
در رشته چنین کشید گوهر
کز نقدکنان حال مجنون
پیری سره بود خال مجنون.نظامی.

فرهنگ فارسی

نقد کن حال کسی: که نیک و بد حال کسی را می پرسد ٠

جمله سازی با نقد کن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تو نقد کن ز تو بهتر کسی نمی دانم که طبعت از دو سخن صد لطیفه بر سازد

💡 نیست در صومعه سودی بخرابات گرای قلب خود نقد کن از صحبت صاحب جاهی

💡 نزاریا طلب نقد کن که گردون را به برگذشتن عمرت شتاب می‌بینم

💡 لطفاً اگر می‌توانی این چک با ارزش بالا را همین امروز به حساب بانکی خود نقد کن تا بتوانیم هزینه‌های ضروری جاری شرکت را تسویه کنیم.

💡 تو باید یاد بگیری که تمام رفتارهای اشتباه دوستان صمیمی‌ات را با دقت و بدون هیچ‌گونه تعصبی نقد کن تا بتوانند در آینده خود را اصلاح کنند.

💡 از نویسنده جوان خواهش کردم که اثر جدید خود را قبل از انتشار نهایی، نزد اساتید برجسته ادبیات نقد کن تا تمامی ایرادات احتمالی آن برطرف شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران