نقد کن

لغت نامه دهخدا

نقدکن.[ ن َ ک ُ ] ( نف مرکب ) نقدکن حال کسی؛ که نیک و بد حال کسی را می پرسد. رجوع به نقد کردن شود:
صراف سخن به لفظ چون زر
در رشته چنین کشید گوهر
کز نقدکنان حال مجنون
پیری سره بود خال مجنون.نظامی.

فرهنگ فارسی

نقد کن حال کسی: که نیک و بد حال کسی را می پرسد ٠

جمله سازی با نقد کن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو نقد کن ز تو بهتر کسی نمی دانم که طبعت از دو سخن صد لطیفه بر سازد

💡 نیست در صومعه سودی بخرابات گرای قلب خود نقد کن از صحبت صاحب جاهی

💡 نزاریا طلب نقد کن که گردون را به برگذشتن عمرت شتاب می‌بینم

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز