نفس قدسی. [ ن َ س ِ ق ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نفس را در مرتبه ملکه استحضار جمیع آنچه برای آن ممکن است بر وجه یقین نفس قدسی می گویند و آن آخرین مرتبت کمال حدس است. نفوس انبیاء و اولیاء و نوابغ روزگار که قبل از آموختن تمام اشیاء و حقایق را به قوه حدس در می یابند نفوس قدسیه می نامند. و به روایت ابن سینا نفس قدسی نفس پیغمبران بزرگ بود که به حدس پیوندد و عالم فرشتگان بی معلم و کتاب معقولات بداند. ( از فرهنگ علوم عقلی ص 598 از دستورالعلماء ص 415 و دانشنامه علائی، طبیعیات ص 144 ).
نفس را در مرتب. ملک. استحضار جمیع آنچه برای آن ممکن است بر وجه یقین نفس قدسی می گویند و آن آخرین مرتبت کمال حدس است ٠ نفوس انبیائ و الیائ و نوابغ روزگار که قبل از آموختن تمام اشیائ و حقایق را به قو. حدس در می یابند نفوس قدسیه می نامند. و به روایت ابن سینا: نفس قدسی نفس پیغمبران بزرگ بود که به حدس پیوندد و عالم فرشتگان بی معلم و کتاب معقولات بداند.
💡 بود مر نفس قدسی را علایق ز وصل یار و الطافش عوایق
💡 ز فیض نفس قدسی دان ادب را تو «لولا أن رأی برهان رب» را
💡 روح قدسی مذکر آمد نیز نفس قدسی مؤنث آمد هم
💡 اندر اینجا علی روحانی زاده از مام نفس قدسی دم
💡 یعنی: ای نفس قدسی مطمئن و آرام یافته به یاد خدا به سوی پروردگارت بازگرد در حالی که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است.
💡 بود فکر تو از وجهی عبارت کزان بر نفس قدسی شد اشارت