لغت نامه دهخدا
نفرین کنان. [ ن َ / ن ِ ک ُ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) لعنت کنان. لعن گویان. در حال لعن کردن و ناسزا گفتن:
چه سود آفرین بر سر انجمن
پس چرخه نفرین کنان مرد و زن.سعدی.
نفرین کنان. [ ن َ / ن ِ ک ُ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) لعنت کنان. لعن گویان. در حال لعن کردن و ناسزا گفتن:
چه سود آفرین بر سر انجمن
پس چرخه نفرین کنان مرد و زن.سعدی.
لعنت کنان ٠ لعن گویان ٠ در حال لعن کردن و ناسزا گفتن ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه نفرینها که بر کارش جهان گفت زمین و آسمان نفرین کنان گفت
💡 چه سود آفرین بر سر انجمن پس چرخه نفرین کنان پیرزن؟