لغت نامه دهخدا
نظربسته. [ن َ ظَ ب َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) نابینا:
شد آورد شاه نظربسته را
مهی از دم اژدها رسته را.نظامی.
نظربسته. [ن َ ظَ ب َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) نابینا:
شد آورد شاه نظربسته را
مهی از دم اژدها رسته را.نظامی.
نابینا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شود ز روزن و در خانه ها غبارآلود صفای سینه به پوشیدن نظر بسته است
💡 یارم چو به خنده شکر بسته گشاید وای آنکه به سویش نظر بسته گشاید
💡 خانه دل به صفا از نظر بسته بود فیض در کعبه مجاور ز در بسته بود
💡 قرب اگر می طلبی پاس نظر دار که باز بر سر دست شهان از نظر بسته بود
💡 در وادیی که خلق نظر بسته می روند باریک تر ز موی میان است راه من