واژهی «نظر افکندن» ترکیبی از دو عنصر «نظر» و «افکندن» است که در ادبیات فارسی به معنی نگاه کردن، دیدن با دقت و توجه، یا تأمل در چیزی به کار میرود. این عبارت در متون ادبی و کلاسیک کاربرد فراوان دارد و نه تنها به عمل فیزیکی نگاه کردن اشاره میکند، بلکه بار معنایی تأمل و توجه ذهنی را نیز در بر میگیرد. وقتی گفته میشود کسی «نظر افکند»، منظور این است که او با دقت و تأمل به موضوعی مینگرد و در اندیشه یا ارزیابی آن فرو میرود. این واژه در شعر و نثر فارسی به کار رفته تا حالت روانی و احساسی نگاه و تمرکز فرد را نشان دهد و گاهی بیانگر عشق، شوق یا تعمق فکری است. «نظر افکندن» همچنین در متون فلسفی و عرفانی برای توصیف دقت در مشاهدهی حقایق و پدیدهها استفاده میشود و با مفاهیمی مانند تدبر، تأمل و مشاهدهی عمیق هممعناست. به این ترتیب، این اصطلاح به نوعی بیانگر روند فعال ذهنی همراه با مشاهدهی ظاهری است و نشان میدهد که نگاه کردن صرفاً یک عمل حسی نیست بلکه همراه با تحلیل و تأمل است. از نظر ادبی، «نظر افکندن» بار معنایی شاعرانه و ادبی دارد و معمولاً در توصیف زیباییها، معانی عمیق یا حالات درونی شخصیتها به کار میرود. در نهایت، این واژه نشان میدهد که نگاه کردن و تأمل میتوانند همزمان رخ دهند و تجربهای ذهنی و روانی را شکل دهند که فراتر از مشاهدهی صرف است.
نظر افکندن
لغت نامه دهخدا
نظر افکندن. [ ن َ ظَ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چشم انداختن. ( یادداشت مؤلف ). نگاه کردن. نگریستن: نظر در قعر چاه افکندن. ( کلیله و دمنه ). || میل کردن. روی آوردن. دل بستن:
ما که نظر بر سخن افکنده ایم
مرده اوئیم و بدو زنده ایم.نظامی.مده ای رفیق پندم که نظر بر او فکندم
تو میان ما ندانی که چه می رود نهانی.سعدی.|| توجه کردن. مورد عنایت و التفات قرار دادن.
فرهنگ فارسی
چشم انداختن. نگاه کردن. نگریستن. یا میل کردن. روی آوردن. دل بستن. یا توجه کردن. مورد عنایت و التفات قرار دادن.
جمله سازی با نظر افکندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنگرانسنگیکه نتوان از رهش برداشتن چون شرر خود را به یک چشم از نظر افکندن است