نصرت کردن

لغت نامه دهخدا

نصرت کردن. [ ن ُ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) یاری کردن. یاری دادن. اعانت کردن. تأیید کردن:
نصرت به دین کن ای بخرد مرخدای را
گر بایدت که بهره بیابی ز نصرتش.ناصرخسرو.نصرةالدین چون عمر دین را همی نصرت کند
عزدین در عز آن کوشد همی چون مرتضی.امیرمعزی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

یاری کردن. یاری دادن. اعانت کردن. تایید کردن.

جمله سازی با نصرت کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 میگوید: اکنون که اسلام فراخ گشت، و مسلمانان انبوه گشتند، و کار آنان بالا گرفت ایشان نومید شدند از فتنه کردن مسلمانان. فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ شما که مسلمانانید در متابعت دین محمد و در نصرت کردن وی از مشرکان مترسید بلکه از من ترسید که خداوندم، و ایمن باشید که بر دین اسلام پس ازین هیچ دین غالب نبود: لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ‌.

دین یهودیت یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز