لغت نامه دهخدا
نشیدسرای. [ ن َ / ن ِ س َ ] ( نف مرکب ) آوازخوان. نوحه گر. که نشید سراید:
ناهید دست بر سر از این غم رباب وار
نوحه کنان نشیدسرای اندر آمده.خاقانی.
نشیدسرای. [ ن َ / ن ِ س َ ] ( نف مرکب ) آوازخوان. نوحه گر. که نشید سراید:
ناهید دست بر سر از این غم رباب وار
نوحه کنان نشیدسرای اندر آمده.خاقانی.
آواز خوان. نوحه گر. که نشید سراید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناهید دست بر سر ازین غم ربابوار نوحهکنان نشید سرای اندر آمده