لغت نامه دهخدا
نشدان. [ ن ِ ] ( ع مص ) جستن گم شده. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از زوزنی ). جستن گم شده را و تعریف آن نمودن. ( آنندراج ). در تمام معانی رجوع به نَشد شود.
نشدان. [ ن ِ ] ( ع مص ) جستن گم شده. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از زوزنی ). جستن گم شده را و تعریف آن نمودن. ( آنندراج ). در تمام معانی رجوع به نَشد شود.
جستن گم شده. جستن گم شده را و تعریف آن نمودن.
💡 در سال ۱۹۲۹، هتلینگ یک مدلی که نشان دهندهٔ رابطهٔ بین مکان فروش و قیمت محصولات بود را توسعه داد. وی در مدل خود یک مسیر مستقیم در نظر گرفت و تمام مصرفکنندگان را نیز یکسان و مشابه فرض کرد که بهطور یکنواخت بر روی این مسیر توزیع شدهاند. هر دوی مصرفکنندگان و بنگاهها نسبت به تغییرات شرایط اقتصادی واکنش نشدان میدهند.