لغت نامه دهخدا
نشاطگاه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) نشاطخانه.عشرت کده. عشرتگاه. بزم. بزم عیش و نوش:
با ذره نشین چو نور خورشید
تو کی و نشاطگاه جمشید.نظامی.آمدم زآن نشاطگاه برون
بود یک یک ستاره بر گردون.نظامی.
نشاطگاه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) نشاطخانه.عشرت کده. عشرتگاه. بزم. بزم عیش و نوش:
با ذره نشین چو نور خورشید
تو کی و نشاطگاه جمشید.نظامی.آمدم زآن نشاطگاه برون
بود یک یک ستاره بر گردون.نظامی.
نشاط خانه. عشرتکده. عشرتگاه. بزم. بزم عیش و نوش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون گرم شدی به عشق وجدش بردی به نشاط گاه نجدش
💡 در هنرمندی چو سرو اندر چمن گاه نشاط گاه از نزهت به بال و گاه از شادی به چم