نسکه

لغت نامه دهخدا

( نسکة ) نسکة. [ ن َ ک َ ] ( ع مص ) پرستیدن. پارسا گردیدن. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). نسک [ ن َ / ن ِ / ن ُ ]. مَنْسَک. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). نُسُک. ( اقرب الموارد ). نسوک. ( المنجد ). رجوع به نسک شود.

جمله سازی با نسکه

💡 اعتصابات سراسری رسماً در ۲۲ مارس و پس از آنکه صدراعظم وقت گوستاف باوئر امتیازاتی را برای کارگران در نظر گرفت پایان یافت. اتو گسلر سمت وزیر دفاع را به جای نسکه به عهده گرفت و تقاضای حزب سوسیال دموکرات مستقل آلمان مبنی بر ایجاد یک دولت کارگری برای جلوگیری از چرخش آلمان به سمت راست رد شد.

💡 شبه‌نظامیان ضدانقلاب از اواخر فوریه با فرمان گوستاو نسکه دست به خیزش مسلحانه علیه جمهوری شوروی برمن زدند. علی‌رغم پیشنهاد مذاکره از سوی انقلابیون، نسکه به واحدهای فرای‌کورپس دستور داد تا به شهر حمله کنند. تقریباً ۴۰۰ نفر در درگیری‌های بعدی کشته شدند.

💡 با اجرایی شدن پیمان ورسای در ۱۰ ژانویه ۱۹۲۰ دولت آلمان باید تعداد نفرات ارتش را به شدت کاهش داده و گروه‌های شبه‌نظامی مانند فرای‌کور هم باید منحل می‌شدند. بر همین اساس وزیر دفاع وقت آلمان گوستاو نسکه فرمان انحلال واحدهای فری‌کور را صادر نمود.

آویزون یعنی چه؟
آویزون یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز