نتیجه داشتن
مترادفها
ثمر دادن، حاصل شدن، سودمند بودن
متضادها
بینتیجه بودن، بیثمر بودن
لغت نامه دهخدا
نتیجه داشتن. [ ن َ ج َ / ج ِ ت َ ] ( مص مرکب ) مفید بودن. حاصل و فایده داشتن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) فایده داشتن.
جمله سازی با نتیجه داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حالتگونه بودن و در نتیجه داشتن قابلیت رشد و توسعه این ملاک سرمایه روانشناختی را از سازههای سنتی مثبت روانشناختی همچون فضلیتها، صفات شخصیتی، پنج صفت بزرگ شخصیتی و… جدا میسازد؛ و همچنین آشکار میسازد که سرمایه روانشناختی برخلاف خلق و خو و هیجانات زود گذر، کاملاً ناپایدار نیست.
💡 اگر بخواهیم در مسیر یادگیری مهارتهای جدید موفق شویم، باید تلاش مداوم و تمرین روزانه را جایگزین امیدواریهای بیپایه و اساس کرده تا در نهایت نتیجه داشتن داشته باشیم.
💡 بسیاری از سرمایهگذاران امیدوارند که با ورود به بازارهای نوظهور، بتوانند با مدیریت صحیح ریسک، در بلندمدت نتیجه داشتن و سودهای قابل توجهی را در حسابهای خود مشاهده کنند.
💡 تلاشهای بیوقفه تیم تحقیق و توسعه در آزمایشگاه، سرانجام با نتیجه داشتن در قالب کشف یک فرمول جدید برای تولید داروهای ارزانتر و موثرتر به پایان رسید.