کلمهی «نامأنوس» در فارسی به معنای چیزی است که غیرمعمول، ناآشنا یا ناسازگار با محیط، شرایط یا عادتی است که فرد به آن عادت دارد و معمولاً حس بیگانگی یا ناآشنایی را منتقل میکند. این واژه از ترکیب «نا» به معنای نفی و «مأنوس» که به معنای آشنا و هماهنگ است، ساخته شده و بیانگر حالتی است که فرد یا پدیده با شرایط محیطی، اجتماعی یا فرهنگی همخوانی ندارد. این مفهوم میتواند در زمینههای مختلف به کار رود؛ مثلاً یک رفتار، شیء، مکان یا تجربهای که برای فرد تازگی دارد و با آن ناآشناست، حالت نامأنوس دارد و ممکن است باعث احساس تعجب، عدم راحتی یا تردید شود. در متون ادبی و روانشناسی، این واژه برای توصیف احساس بیگانگی، جدایی یا عدم انس با محیط به کار میرود و اغلب بار حسی و توصیفی دارد. از نظر اجتماعی، مواجهه با شرایط یا رفتارهای نامأنوس ممکن است نیازمند تطبیق، یادگیری یا تغییر نگرش باشد تا فرد بتواند با آن سازگار شود. در مکالمات روزمره، وقتی گفته میشود چیزی نامأنوس است، معمولاً منظور آن است که با تجربههای پیشین فرد یا عرف جامعه هماهنگ نیست و تازگی یا غیرعادی بودن آن مشهود است. از نظر معنایی، «این کلمه با واژههایی مانند ناآشنا، غریب، غیرعادی، بیگانه و متفاوت هممعنی است و بار معنایی آن همواره بر عدم هماهنگی، تازگی و بیگانگی تأکید دارد.
نامانوس
لغت نامه دهخدا
نامأنوس. [ م َءْ ] ( ص مرکب ) ناآشنا. ناآموخته. غیرمأنوس. غیرمعتاد: بدین وضع نامعهود و طریق نامألوف آمدن برسبیل تفرد و تجرد موجب چیست ؟ ( سندبادنامه ص 222 ).
- کلمات نامأنوس؛دور از ذهن و غیرمعتاد.
فرهنگ معین
( نامأنوس ) (مَ ) [ فا - ع. ] (ص. )ناآشنا، ناشناخته.
فرهنگ فارسی
( صفت ) نا آشناناشناخته:[ بدین وضع نامعهود و طریق نامالوف آمدن برسبیل تفرد وتجرد موجب نیست ? ] یاکلمات ( لغات ) نامانوس.کلمات ( لغات ) دور از ذهن.
جمله سازی با نامانوس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نویسنده در آغاز کتاب مدعی شدهاست که «در نگارش این داستان از برخی وقایع و خاطرات واقعی وام گرفته شدهاست، اما بخش عمده آن ساخته و پرداخته تخیل نویسنده است و هرگونه تشابه نامها و رویدادها با موارد واقعی، اتفاقی است.» نویسنده این رمان را به عاشقانی تقدیم کرده که مرز نمیشناسند. در بررسی شرق عنوان رمان، «دخترپیچ» به وصف عنوانی نامانوس یاد شدهاست.