میگزد
مترادفها
گاز میگیرد
لغت نامه دهخدا
میگزد. [ م َ / م ِی ْ گ َ ] ( اِ مرکب ) مجلس شرابخواری و مجلس عیش و عشرتگاه. ( ناظم الاطباء ). میزد. به معنی میزد است که مجلس و بزم شراب و عیش و عشرت گاه باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). || مجلس جشن عروسی. ( ناظم الاطباء ). || مجلس مهمانی. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ) ( از آنندراج ). || مهمانخانه پادشاهان و امیران. ( ناظم الاطباء ). مهمانخانه اکابر و سلاطین را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). || سرور، خرسندی و شادی. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با میگزد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 صد تلخ دهان میگزد از غصه لب خویش ای نخل کرم تابکه بخشی رطب خویش
💡 امروز نه لب میگزد از کینه من باز تا بود مرا یار چنین دشمن جان بود
💡 غم مخور گر دود نفطت میگزد نفط اگر در خود زنی هم میسزد
💡 لب میگزد چو چشم گشایم بدیدنش خوشتر ز دیدنست مرا لب گزیدنش
💡 واعظ بیاد شهد لبش بسکه میگزد می گرددش چو خانه زنبور پشت دست
💡 وقتی یک پشه کوچک روی بازوی شما مینشیند و ناگهان پوستتان را میگزد، بلافاصله احساس خارش و سوزش شدیدی را در آن ناحیه تجربه خواهید کرد.
💡 در حین پیادهروی در جنگل، باید بسیار مراقب باشید زیرا برخی از حشرات سمی به محض لمس پوست، سریعاً آن را میگزد و سم خود را تزریق میکند.
💡 او در حالی که از شدت درد ناله میکرد، توضیح میداد که حشرهای کوچک در خواب پوست پایش را میگزد و باعث ایجاد التهاب شده است.