لغت نامه دهخدا
میلیونری. [ لی ُ ن ِ ] ( حامص ) میلیونر بودن. || ثروتمند بودن. و رجوع به میلیون و میلیونر شود.
میلیونری. [ لی ُ ن ِ ] ( حامص ) میلیونر بودن. || ثروتمند بودن. و رجوع به میلیون و میلیونر شود.
۱ - میلیونر بودن. ۲ - ثروتمندبودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او پیشتر مدیر عامل اجراییی دایرکتد الکترونیکس مستقر در ویستا بود، شرکتی که تولیدکننده محصولات امنیتی و راحتی خودروست. او از ژانویه ۲۰۱۱، رئیس کمیته اصلاح دولتی و نظارت مجلس نمایندگان است. عیسی میلیونری خود ساختهاست که ثروتش بالغ بر ۴۵۰ میلیون دلار تخمین زده میشود و او را بدل به دومین نماینده ثروتمند کنونی مجلس نمایندگان میکند.
💡 سه دوست، هرزگی و قمار را کنار میگذارند و در خانهٔ مرد میلیونری استخدام میشوند…